زندگی دو نفره مازندگی دو نفره ما، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 3 روز سن داره
زندگی سه نفره مازندگی سه نفره ما، تا این لحظه: 12 سال و 3 ماه و 4 روز سن داره
زندگی چهار نفره مازندگی چهار نفره ما، تا این لحظه: 9 سال و 8 ماه و 4 روز سن داره
زندگی پنج نفره مازندگی پنج نفره ما، تا این لحظه: 2 سال و 5 ماه و 18 روز سن داره

هدیه زیبای خدا..لحظه لحظه های داشتن تو

خوشبخت ترینم

چهارمين ماه زميني شدنت مبارك

1393/8/29 19:14
نویسنده : هستی مامی
296 بازدید
اشتراک گذاری

 

سلام دختر قشنگمآرام

 

اول از همه بگم دیروز میخواستم بیام و چهار ماهگیت رو تبریک بگم ولی دیروز شهادت امام سجاد (ع) امام چهارممون هم بود بخاطر همین امروز اومدم کافینت

 

دختر نــــــــــــــــــــــــانــــــــــــــــــــــــــازم چهارمین ماهگرد تولدت مبارکـــــــــــــــــــــــــــجشن

انشا الله صد سال عمر کنی و زیر سایه امام زمانمون باشی خوشکلم

 

اینم جدید ترین عکست

4ماهگي

بغل

 

 

 

امروز نوبت واکسن داشتی ولی چون بابایی رفتن سر کار موند برای شنبه یعنی پس فردا امیدوارم اذیت نشی آخه یه 10 روزی شده حالت سرماخوردگی داری که البته فکر کنم از لثه ات باشه چون شما دیگه بزرگ شدی و وقت لثه سفت کردنته ... وقتی بغلت می کنم لثه ها تو سفت به شونه ام فشار میدی و دائما دستت تو دهنته و با لثه هات ور میری (امیدوارم از هر چی هست سریعتر خوب شی چون واقعا طاقت دیدنت تو این شرایط رو ندارم)الهی درد و بلات بخوره تو سر من ...

یه مدتیه (شاید یه هفته)وقتی سفره پهن میکنیم متوجه میشی که میخوایم یه چیزی بخوریم و با سفره بازی میکنی و به غذا خوردنمون نگاه میکنی و اغلب هم به قاشق یا لقممون خیره میشی و با نگاهت دنبالش میکنی تا به دهنمون میرسه

منم که طاقت این صحنه رو نداشتم که شما فقط نظاره گر باشی دست بکار شدم و از سه روز پیش براتون غذا درست می کنم(لعاب برنج و فرنی)گاهی هم از آب همون غذای خودمون(آبگوشت و سوپ و ماست و ...) یکم به شما هم میدم...طوری میخوری که آدم دهنش آب می افته و اگه یه دل سیر هم خورده باشه دوباره گرسنش میشه...اکثرا وقتی خودمون میشینیم سر سفره به شما هم غذا میدم(نمیدونی با چه وضعی !!!!! من با قاشق به شما غذا میدم و بابایی هم با قاشق غذا تو دهن من میزاره خندونک)....شاید اول که یه چیزی دهنت میزارم یه مقدار پوزتخندونکرو به هم بکشی ولی بعدش میخوری زبونت رو هم به علامت گرسنمه و بازم بهم بده میاری بیرون(خداروشکررر شیشه رو هم میگیری و من علاوه بر قاشق با شیشه هم بهت غذا میدم) .... من فدات بشم عسلمممم

شیشه ات رو هم خودت دوست داری بگیری منم بعضی وقتا میدم دست خودت سعی میکنی بزاری دهنت ولی هنوز موفق نشدی ... اونم انشا الله بزودی...(یه فیلم هم ازت گرفتم)

تلاش براي پيدا كردن دهان

 

4 ماه و 1 روز

 

اينم به نتيجه رسيدن با كمك مامان

 

4 ماه و 1 روز

 

چند روز پیش دیدم موهات بزرگ تر شده یاد گیره هایی افتادم که تو دوران مجردیم خریده بودمشون ولی استفاده ای ازشون نکردم یه دفعه مثل یه جرقه اومد تو ذهنم که رو سر تو امتحانش کنم که نتیجش شد این:

 

3 ماه و 27 روز

 

یا این:

 

3 ماه و 28روز

 

نمیدونم بگم متاسفانه یا خوشبختانه خیلی به من وابسته شدی بعضی وقتا که من کار دارم و شما میری بغل بابایی شروع میکنی به نق زدن و گریه کردن و تا من بغلت نکنم ساکت نمیشی و این به نظرم زیاد هم خوب نیست ...اگر چه که وقتی میبینم دوست داری بغل من باشی خوشحال میشم ...ولی امان از کمر درد و درد دست و پام  ...باور کن اوضاع بدنم داغــــــــــونه

راستی نفس مامان خودتم ب اسم زهرا میشناسی ووقتی صدات میزنیم برمیگردی ونگاهمون میکنی.الهی قربونش برممحبت

بعضي وقتا هم وقتی بغل منی به بابایی نگاه میکنی و میخوای بری بغل بابا ... وقتی هم بغل بابایی با نگاه هات من رو تعقیب میکنی و با دستات بال بال میزنی که بیای بغل من ... من واقعا نمیدونم این چه صیغه ایه..!!!!!!!!!!دلخور

وقتی هم که نماز میخونیم با دقت تمام نگاهمون میکنیزیبا... کلا تو هر زمینه ای خیلی کنجکاوی ...چشمک

 

خیلی دوست داری باهات بازی کنم از کلاغ پرررر هم خیلی خوشت میاد و وقتی برات میخونم کلی ذوق میکنی و میخندیخنده

کلا دوست داری با یه چیزی ور بری همین دیشب پلاستیک داروهامو آورده بودم کنارم که بعد شام قرصامو بخورم دیدم داری باهاش بازی میکنی تا جایی که تمام قرصاشو ریختی بیرون و داشتی با پلاستیک خالی بازی میکردی و میزدی به دهنت .. کل پلاستیک خیس شده بود (از این کارت هم چند تا عکس گرفتم)

 

4 ماهگي

 

 و

 

4 ماهگي

 

كلي هم ذوق داري واستي اي كاش روروئكت رو با خودم مياوردمغمگین

 

یه لباس بافتنی خیـــــــــــــــلی خوشکلمحبت هم دوست باباجون آقای کاری برات آوردن که فعلا یه مقدار بزرگه انشا الله هر وقت اندازه ات شد و تنت کردم عکسش رو هم میزارم (دستشون درد نکنه )

 

دختر نازم دلتنگم ... دلتنگ زادگاهم  ... دلتنگ خانوادم ...دلتنگ فرشته ام ... مادرمدلشکسته

5روز دیگه میشه 2 ماه که از خانوادم دورم هنوز بابایی دو هفته دیگه امتحان داره و نمیتونیم بریم بیرجند حداقل تا 2 هفته دیگه

دارم روزا رو با ثانیه ثانیه هاش میشمرم تا روز رفتن به دیار و شهر خودم فرا برسه ... الهی من دور مامان جونم بگردم دلم براشون یه ذره شدههههههههههه...دیروز با مادر جونت صحبت میکردم میگفتن میخواستن بیان پیشمون ولی بخاطر روضه شون پشیمون شدن ! دختر گلم دعا کن این دو هفته هم سریع تر بگذره و البته به خوبی بگذره و بابایی امتحاناش رو با موفقیت بده (البت اگه ماها بزاریم بخونه خندونک آخه دیروز موند خونه ولی دریغ از یه صفحه درس خوندن)

 

دوستت دارم عروسکممحبت

هر روز بخاطر وجود نازنینت هزاران بااااااااااااااااااااااااااااار شکر گذار خداییم و سلامتیت رو از خداوند مهربون میخوام

تو هم برای همه دعا کن

 

میسپارمت به خدا فرشته آسمونی منفرشته

 

 

پسندها (7)

نظرات (10)

مامان آنیل
29 آبان 93 19:28
نازززززززززی خیلی خوشگله
رضیه
30 آبان 93 12:07
ســـــــــــــــــــــــتلام مامان زهرا خوشگله واااای که چقدر خوشگل شده چقدر ماه شده خداحفظش کنه حتما ببوسش از طرف من مواظب خودتون باشین خاله رضیه
زهرا
30 آبان 93 14:05
سلام هستی جون خوبی؟؟؟؟؟؟عکس های زهرا جون خیلی قشنگ شده بود از طرف من ببوسش انشاالله امتحان های شوشو زودی تموم میشه و تو هم میای پیش خانواده ات
مامان و باباي محمدباقر
6 آذر 93 8:14
دوست من! توجه کرده ای؛ همین الان؛ هم اکنون؛ اين لحظه پير ترين سني هستيد كه تا بحال بوده ايد و جوان ترين سني كه تا ابد خواهيد بود! پس قدر همين لحظات را بدان... لحظاتت خوش و پر از نشاط...
مامان عفیفه
6 آذر 93 21:56
سلام عزیزم خوبی؟دخمل خوشمزه ات خوبه؟بنازمش که اینقدر ماه شده ببوسش چندتاماچ آبدار مراقب خودت وجیجرخاله باش
مامان تبسم
9 آذر 93 1:11
سلام حالتون چطوره همشهری و دوستای قدیمی؟؟ ماشاله دختر نازنازی بزرگ شده ، میدونستی 10 روز از دخنرم کوچکتره.. خدا براتون حفظش کنه و سایه پدر و مادرش بالا سرش باشه به وبلاگ دختر منم سر بزنید خوشحال میشم/
مامان بردیا
12 آذر 93 19:54
هزار ماشالله چه دختر نازی شده خدا براتون حفظش کنه عسل خانوم رو
هستی مامی
پاسخ
ممنون خاله جوووووووووون
الهام
16 آذر 93 12:03
اای جانم خدا حفظش کنه این فرشته کوچولو رو ببوسش از طرف من
هستی مامی
پاسخ
ممنون خاله جون چشمم
مامان حديث
16 آذر 93 19:25
چقد ماااااااااااااااااااااااااااااااااهي عزيزم خاله گازت بگيره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
هستی مامی
پاسخ
چشاتون ماه میبینه بفرمایید گاز بگیرین صاحب اختیارین
مامانی ساره
17 آذر 93 20:43
الهیییییییییییی چهارماهگیت مبارک عزیز دلم مامانی یه بوس محکم از طرف من به زهراجون بکن خیلی مامانی و ناز خوابیده عزیزمممممممم